برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
توی اتوبوس بودم که مامان زنگ زدن، کجایی؟ گفتم فلان جا
میگم چای
میگن قرمه سبزی
کور از خدا چی می خواست دو چشم بینا.
+ چقدر امروز خوب بود.
هم مهد
هم کلاس تذهیب
خدایا شکرت.
لطفا واسه فردا و مراسم و اجرای بچه ها دعا کنید.
میدونم که نباید زیاد پر توقع باشیم ولی خب بازم دوست داریم بهترین اجرا رو داشته باشن.
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
چند روز پیش عکس پروفشونو عوض کرده بودن.
قبلی رو یادم نیست ولی این دفعه عکس نوشته گذاشته بودن که "دست خدا دیدنی نیست! حس کردنیه."
و ما امروز همگی متوجه و شاهد این دستِ پنهانِ یاری رسان خدا بودیم.
تا د
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
آقا
به دادم میرسی؟
#تسلیت.
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
پیام داده "حلالت نمی کنم"!!! برگرد.
-_-
اَی خِدا..
اسمشو بگم برید سرش بریزید (البته منظور سر وبشه نه خودش :دی) تا می خوره بزنیدش؟ هوم؟؟
سلام.
احوالات گرام؟
قالب چطوره؟
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
میدونم در حق خوانش این کتاب کوتاهی کردم. کتابی که به جد میگم وقتی دست می گرفتم دوست نداشتم برای لحظه ای زمین بذارمش.
شده بود کتاب اتوبوسی من! حالا چرا اتوبوسی؟ به این خاطر که توی اتوبوس زمان بیشتری ب
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
قشنگ هنگیدم :|
هفته پیش استادم میگفت خشن می کشم.
یعنی نوک برگ هام زیادی تیزن
این دفعه با وسواس بیشتری شروع کردم به طرح زدن
خودم تا حدودی راضیم
ولی
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید و اینا
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 18:59